روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

357

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

ص 199 س 19 - مسير رودخانهء مرغاب تقريبا با تجند از آن نقطه‌اى كه رود اخير با رود هرات مىپيوندد ، موازيست . هر دو اينها از كوههاى افغانستان از جانب شرقى ايران سرچشمه مىگيرند . رود مرغاب در قسمت اول مسير خويش بسوى مغرب جارى مىشود و آنگاه با زاويهء قائمه بسوى شمال مىگردد و سرانجام به واحهء مرو مىرسد و بلافاصله در ريگهاى بيابان در شمال مرو فرو مىرود . بين مرغاب و تجند در جانب مشرق ، بيابان شنزار بىآب و علف قراقوم قرار دارد كه پهناى آن 80 ميلست . كلاويخو و همراهانش كه از تجند در نزديك سرخس گذشتند ، بايستى به مرغاب در فاصلهء يكروز راه به مرو يا شايد يولتان ( Yuletan ) رسيده باشند : در زمان كلاويخو از شهر بزرگ مرو كه در زمان عباسيان بسيار مشهور بود ، بايستى هيچ بنايى نمانده باشد . اين شهر از نهب و ويرانى بسيار كه بدست تاتاران چنگيز خان در قرن سيزدهم ميلادى تحمل كرد به كلى ويران شد . براى توصيف بيابان ميان سرخس و مرو و آنسوى جيحون به كتاب « مناظرى از زندگى و آداب در ايران » ( Glimpses of Life and Manners in Persia ) تأليف ليدى شيل ( Lady Sheil ) چاپ 1856 ص 360 كه در آن سر ويليام تيلور ( Taylour ) مرحوم سفر خود را از تهران تا خيوه در 1842 شرح داده است ، نگاه كنيد . ص 201 س 20 - در متن اصلى نوشته است « Tagiguinia » ( به فصل اول ص 40 نگاه كنيد . ) يعنى سرزمين ايران در برابر توران . ص 203 س 13 - شايد اين همان شبور خان باشد كه بين اندخود و بلخ قرار دارد . رجوع كنيد به « سرزمينهاى خلافت شرقى » ص 426 . اين شهر در تاخت و تاز مغول سخت آسيب ديد و ويران شد . ص 204 س 7 - ويرانه‌هاى بلخ « مادر شهرها يا ام القراء » در نزديك آرامگاه مزار شريف كه به گمان تركمانان آرامگاه على ( ع ) خليفه ( و داماد پيغمبر ) است ديده مىشود . اما در واقع على ( ع ) در كوفهء بين النهرين به خاك سپرده شده است . به كتاب « سياحت در آسياى ميانه » ( Travels in Central Asia ) تأليف وامبرى ( Vambery ) ص 232 نگاه كنيد . ص 204 س 23 - ايرانيان جيحون را آمويا يا آمويه مىخوانند . نام يونانى Oxus از نام قسمت علياى اين رودخانه كه وخش است گرفته شده آب آمو يا آمو دريا عموما به جيحون اطلاق مىشود كه بمعنى رودخانه است . مسئلهء اينكه در قرون وسطى جيحون به درياى خزر مىريخته است يا هيچگاه نمىريخته ، امريست قابل بحث و تحقيق . جيحون